|
به او بگوييد كه چه بي صبرانه روزها را درآرزوي ديدنش سپري ميكنم و چه نا اميدانه يكي يكي آرزوهايم
را بايگاني ميكنم گمشده ام را بيابيد و به او بگوييد كه چگونه با درد ميجنگم و چگونه در سكوت عاشقانه ترين سلام ها را به پيشواز ميروم تا مگر از راه برسد... گمشده ام را بيابيد مي گيرم و اگر اين دنيا رو دوست مي داشتم رو تولدم نمي گريستم.
به او بگوييد كه چه بي صبرانه روزها را درآرزوي ديدنش سپري ميكنم و چه نا اميدانه يكي يكي آرزوهايم
را بايگاني ميكنم گمشده ام را بيابيد و به او بگوييد كه چگونه با درد ميجنگم و چگونه در سكوت عاشقانه ترين سلام ها را به پيشواز ميروم تا مگر از راه برسد... گمشده ام را بيابيد مي گيرم و اگر اين دنيا رو دوست مي داشتم رو تولدم نمي گريستم.
سر چشمه میگیره تمام گلهای رز تقدیم تو در کنار تو و در قلب تو بی تو بودن بیهودگیست هر آنچه را که خواستم در تو یافتم پس تو می شوم تا ما شویم لبخند تو جان می دهد به این دل خسته پس بخند شاد باش چون شادی تو شادی من است هر زمان غمگینی دلم می گیرد پس غمگینم مکن با تو هستم تا خود صبح تا بیکران تا هر جا که عاشقی ست از پیش من نرو چشم من چشمان تو را می خواهد باد .
می خوام یکی رو بکشم چشاش مث شما باشه نه نقاش چشم شما فقط باید خدا باشه من میدونم نمی دونیدچقد شما رو دوست دارم کم کمش فکر میکنم قد ستاره ها باشه من شنیدم شما می خواین از عشقتون دس بکشم واسه یه عاشق میتونه این بدترین بلا باشه من می دونم اونکه می خواین باید چیا داشته باشه چشاش باید سبزوموهاش رنگ خود طلا باشه اما می خوام واسه یه بار جای شما نظر بدم کاش به جای اینا یه کم عاشق و مبتلا باشه من همیشه تو رویا هام سوالی از شما دارم چرا می خواین دستای من از دستاتون جدا بشه راستش می ترسم ولیکن شما کسی رو دوست دارین؟ الهی که تصورم واسه اره خطا باشه الهی که یه روز بگید دوسم دارید حتی یه کم تنها تقاضام از خدا شاید همین دعا باشه انقد دلم می خواد یه بار بهم بگید کجا بودی؟ بگم که جز پیش شما دل می تونه کجا باشه اخریه شب جواب دادید به نامه های بارونیم مثل شما فقط میشه تو شهر قصه ها باشه شاهزاده رویاهای نقره ای و خیس شبام شما سفیدید همه دنیا باید سیا باشه کوه بلند بیستون با هفتاطاق اسمون باید پیش چشم شما بشکنه خم شه تا بشه صدای نازتون داره قلب منو می لرزونه مگه میشه این لرزیدن فقط مال صدا باشه؟ یه جور تو قلبم اومدید که راه برگشت ندارید فکر میکنم این اومدن .فقط کار خدا باشه یه عصر پاییز سر بذارم رو شونتون بذارید این دیوونه مثل پرنده ها باشه دیگه گذشتم از جنون رد شدم از دیوونگی یقین دارم که جام باید توی بیابونا باشه پشت در قلب شما نشستم و در می زنم خدا کنه واسه من دیوونه انجا جا باشه به چشمای دریاییتون یه کم دقیق نگا کنید شاید یه ماهی اونجاها تو عالم شنا باشه نگاتون اخر منو کشت به هرکی که دیدید بگید بذارید اسمم لااقل جزو دیوونه ها باشه دیوونه ای که واستون عمرشو جونشو گذاشت
|
About![]()
سلام... Archives10/23/2009 - 11/21/20098/23/2009 - 9/22/2009 5/22/2009 - 6/21/2009 10/22/2008 - 11/20/2008 9/22/2008 - 10/21/2008 8/22/2008 - 9/21/2008 5/21/2008 - 6/20/2008 3/20/2008 - 4/19/2008 2/20/2008 - 3/19/2008 1/21/2008 - 2/19/2008 12/22/2007 - 1/20/2008 10/23/2007 - 11/21/2007 9/23/2007 - 10/22/2007 6/22/2007 - 7/22/2007 5/22/2007 - 6/21/2007 4/21/2007 - 5/21/2007 3/21/2007 - 4/20/2007 2/20/2007 - 3/20/2007 12/22/2006 - 1/20/2007 11/22/2006 - 12/21/2006 10/23/2006 - 11/21/2006 9/23/2006 - 10/22/2006 8/23/2006 - 9/22/2006 7/23/2006 - 8/22/2006 Authorsشیداشیدا Links
محبت عشق |