هر روز به تو فکر می کنم.و از خودم می پرسم ایا درختان و پرندگان خواب می بینند؟
ایا درختان می توانند بوی تو را حس کنند؟ ایا پرندگان می توانند برای تو شمعی بر فروزند؟ از تو با چه کسی حرف بزنم؟ چه کسی باور می کندکه عشق را در دستهای تو دیده ام و زمین را که با همه عظمتش روی دکمه پیراهنت نشسته بود؟
چه کسی باور می کند جنگل های انبوه دنیا در گیسوان دلتنگ تو گم می شوند؟
ترانه ای که برای تو سروده ام از گفتگوی موج ها و ساحل ها زیبا تر است؟اما از سکوت تو زیباتر نیست. دوست دارم ترانه هایم در قلب تو خانه داشته باشند و تو با انگشت های لاغرم روی شیشه مه گرفته بنویسی:
<<اگر چراغ عشق روشن باشد هزار کوهستان هم نمی تواند بین ما فاصله بیندازد>>





