|
میان کلبه ام که بیشتر شباهت به دخمه ای تاریک داشت وبوی تعفن استخوانهای نحیف و رنجورم در همه جا پراکنده بودوهمه نشانه بی تو بودنه و تنها یادگاریت همان خیالت بود که با گذشت روزها پر رنگ و پر رنگ تر میشه . شب و روز توی کلبه نشستم و منتظرت بودم و با گذشتن یه رهگذر به خیال اومدنت اما مثه یه قاصدک پرمی کشیدم تا راهت را را ازین بندم اما رهگذر می رفت و من تنهای تنها میموندم.......... نمیدونم دل توسیاه بود یا دل خسته من فقط میدونم منتظرم و دوستت دارم خیلی ها بهم میگن خوش خیالی اما بازم منتظرتم . کجایی که دل تنگی هامو ببینی . کجایی که اشکامو ببینی . نمی دونم می بخشمت یا نه ولی می دونم منتظرتم و بینهایت می خوامت....................... چراغها خاموش است و کسی نیست که درها را بر رویم بگشاید شاید مقصر خودم بودم شاید تو .کاش بهت میگفتم چشمات منوتسخیر کرده و شاید تو هم حرفی برای گفتن داشتی ای کاش .............................. نگاهت می کردم و تو چشم در چشم من دلم را می ربودی و من مانند زندانی تو روح خود را در اختیارت میگذاشتم . کاش میدونستم که می روی و شاید تا همیشه . ان روز با چشمانم گفته بودم که زنده ام تنها با
|
About![]()
سلام... Archives10/23/2009 - 11/21/20098/23/2009 - 9/22/2009 5/22/2009 - 6/21/2009 10/22/2008 - 11/20/2008 9/22/2008 - 10/21/2008 8/22/2008 - 9/21/2008 5/21/2008 - 6/20/2008 3/20/2008 - 4/19/2008 2/20/2008 - 3/19/2008 1/21/2008 - 2/19/2008 12/22/2007 - 1/20/2008 10/23/2007 - 11/21/2007 9/23/2007 - 10/22/2007 6/22/2007 - 7/22/2007 5/22/2007 - 6/21/2007 4/21/2007 - 5/21/2007 3/21/2007 - 4/20/2007 2/20/2007 - 3/20/2007 12/22/2006 - 1/20/2007 11/22/2006 - 12/21/2006 10/23/2006 - 11/21/2006 9/23/2006 - 10/22/2006 8/23/2006 - 9/22/2006 7/23/2006 - 8/22/2006 Authorsشیداشیدا Links
محبت عشق |